اخراج کارمند کُرد اهل سنت

نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه, اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۲ و ساعت : ۱۰:۴۹

پیرو اطلاعیه های قبلی شورای مدیریّت مکتب قرآن مبنی بر فشارعلیه اعضای آن حرکت؛ این بار نیز کاکه “فرهاد سهرابی” – کارمندمجمع امور صنفی مشترک و ۱۵ اتحادیه صنفی شهرستان دیواندره – توسط اداره ی اطلاعات! آن شهرستان اخراج شد.

 ماجرا از این قرار است که : در مورخه ی ۲۰/۱۰/۹۱ اداره ی اطلاعات دیواندره به بهانه ی انجام امورات اداری ایشان را به آن اداره فرا می خوانند وپس از۴ ساعت بازجویی ( ازساعت ۳۰/۱۱لغایت ۳۰/۱۵) که کاملا از مصادیق تفتیش عقاید می باشد! آخرالامر اعلام می کنند که اگر می خواهی به کارت ادامه دهی باید از تفکر کاکه احمد مفتی زاده دست کشیده واز تبعیّت شورای مدیریّت مکتب قرآن سر باز زنی .

 کاکه فرهاد سهرابی بدون توجه به تهدید فوق در محل کار حاضر می شود، تا این که در اولین روز کاری سال جدید( ۵/۱/۹۲) با تعطیل  کردن مجمع امور صنفی واعلام تعطیلی تا ۱۴ فروردین از طرف مسئولین آن اداره؛با این امید که ایشان به دلیل عدم حضور در محل کار بهانه ای – به اصطلاح قانونی – برای اخراجش مهیا گردد.اما کاکه فرهاد نیز برای پاسخ گویی وانجام کار ارباب رجوع به مدت ۶ روز در حیاط اداره – با یک میز وصندلی – ضمن انجام کارهای مردم ، علت تعطیلی را مکتب قرانی بودن خود اعلام می کند؛ وبازتاب این تعطیلی  به حدی بود که خبرنگار برنامه ی سایه روشن صداوسیمای کردستان برای تهیه گزارش آنجا حاضر ودلیل را جویا می شود، که با عدم اطلاع رئیس اداره ی صنعت ومعدن وتجارت مواجه می شود! که فورا اداره ی اطلاعات به محض خبردارشدن از تهیه گزارش، مانع پخش آن می گردد.

لازم به یادآوری است، در یکی از روزهایی که کاکه فرهاد در محل کار بودند، نیروهای لباس شخصی اطلاعات باحضور در محل سکونت ایشان قصد بازدید از خانه را داشته که با مقاومت وممانعت خانواده مواجه ومحل را تر ک می نمایند.

اکنون ( ۱۸/۲/۹۲) کاکه فرهاد از کار اخراج و تابه حال اقدامات شکایت از مسبّبین اخراجیش همانند پزشکان ومعلمان مکتب قرآنی نتیجه نداده است. این هم آینده شغلی کارمندان کُرد اهل سنت پیرو مکتب قرآن.

احضار یکی از اعضای مکتب قرآن مریوان

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, اسفند ۲۹, ۱۳۹۱ و ساعت : ۲۱:۱۴
ارسال شده در قسمت : اخبار, اطلاعیه ها

احضار یکی از اعضای مکتب قرآن مریوان

 

روز چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۱، کاکه حامد رستمیان، از اعضای مکتب قرآن مریوان، به اداره ی اطلاعات آن شهر احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. سؤالات همانند سه دهه ی گذشته، حول محور فعالیّت های مکتب قرآن بود.  کاکه حامد نیز، با تکرارمواضع همیشگی شورای مدیریّت مکتب قرآن – بنا بر سفارش رهبرخود(کاکه احمد مفتی زاده) که می فرماید: وظیفه ی بالفعل شما تزکیّه خود ودعوت وهدایت دیگران است بدون فعالیّت های سیاسی- تأکید نمود، چون کارما صرفا عقیدتی است، لذا هرنوع برخورد با مکتب قرآن را برخورد با فکروعقیده ی خود می دانیم ، ومن نیز،به عنوان فردی مکتب قرآنی،خود را ملزم به تبعیّت ازشورای مدیریّت مکتب قرآن می دانم 

منع تحصیل برای دانشجوی دکترای کُرد اهل سنت

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, اسفند ۱۵, ۱۳۹۱ و ساعت : ۵:۴۸
ارسال شده در قسمت : اخبار

منع تحصیل برای دانشجوی دکترای کُرد اهل سنت

« منع تحصیل برای دانشجوی دکترای کُرد اهل سنت »

 

پیرو اطلاعیه های قبلی شورای مدیریّت مکتب قرآن، مبنی بر ممنوع التدریسی دبیران ومعلمان و لغو مدرک پزشکان اهل سنّت کردستان؛ این بار نیز اداره ی اطلاعات سنندج از طریق حراست دانشگاه کردستان مانع ادامه ی تحصیل خانم ” اسماء چشمه کبودی” – دانشجوی دکترای ریاضی محض ( آنالیز) آن دانشگاه- گردید، و موجب اخراج ایشان از دانشگاه شد.

 لازم به ذکر است ، رئیس دانشگاه که ظاهرا باید بالاترین مقام تصمیم گیرنده در دانشگاه باشد، از دلیل اخراج ایشان اظهار بی اطلاعی نموده و می گوید: کاری از ما ساخته نیست.

 خانم” اسماء چشمه کبودی ساکن سنندج ودبیر رسمی ریاضی در آموزش وپرورش کامیاران- دبیرستان فاطمة الزهرا- می باشد، که در کنار تدریس،موفق به أخذ مدرک کارشناسی ارشد ریاضی به عنوان دانشجوی ممتازگردید، وامسال نیز(۹۱) در آزمون دکترای ریاضی محض (آنالیز) با نمره عالی در دانشگاه کردستان پذیرفته می شود.

 پس از پایان امتحانات ترم اول( ۲۴ بهمن ماه) از طرف مدیر گروه ریاضی، اخراجشان به ایشان اطلاع داده می شود.

 دلیل اخراج خانم” چشمه کبودی” اتهاماتی است که در تاریخ ۱۳/۹/۹۱ به عنوان ابلاغ اتهام هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان اداره کل آموزش وپرورش استان کردستان می باشد.

 در برگ ابلاغ اتهام! تنها چیزی که موجود نیست تخلف اداری است، وتمامی اتهامات، عقیدتی و مذهبی می باشد.

  واما موارد اتهام:

  تحریک دانش آموزان و معلمان در جهت تفرقه مذهبی و توزیع مکرر اعلامیه در دبیرستان فاطمه الزهرا شهرستان کامیاران در جریان ماه های مهر و آبان سال تحصیلی ۹۲-۹۱ با موضوعاتی از قبیل :

۱-  لغو مدرک پزشکان اهل سنت

 ۲- ستم های ملی ومذهبی علیه اهل سنت کردستان

 ۳- سریال سیاست برخورد با اهل سنت ایران

 لازم به یادآوری است که : اصل ماجرا از اردیبهشت ۹۱ آغاز شد که : مربی پرورشی دبیرستان ( که خود اهل تشیع می باشد) در مدرسه ای که بیش از ۹۸درصد اهل سنت می باشند، در مراسم صبحگاه پس از تسلیت افسانه ی شهادت فاطمه!!!، از دانش آموزان می خواهد که در این زمینه مقاله بنویسند و …

 در مقابل خانم اسماء چشمه کبودی می گویند” این کارشما، توهین به بزرگان و مقدسات اهل سنت است و…

 وچنین موضعی گرفتن همان و احضارهای حراست همان ، که آخرالامر با هماهنگی زنجیره ای حراست های آموزش وپرورش و دانشگاه – که نمایندگان اداره ی اطلاعات می باشند- ایشان از دانشگاه اخراج می شوند.

اما دفاعیه ی خانم ” اسماء چشمه کبودی”، مدرک مستند ومستدلی است برای قضاوت انسان هایی که ازنعمت وجدان ، اخلاق و انسانیت بی بهره نیستند ؛ گرچه کاربردی برای تغییر حکم اخراجی ندارد، اما فریاد حق طلبانه ایست از یک دانشجوی کُرد اهل سنت.

 

 

 

 

 

شرح دفاعیه، عطف به برگ ابلاغ اتّهام شماره:  ۵۲۹۹/ هـ/ ۱۶  تاریخ:  ۱۳/ ۹ / ۱۳۹۱ ،  در دفاع از اتهام تحریک دانش­آموزان و معلّمان در جهت تفرقه­ مذهبی و توزیع مکرر اعلامیّه در دبیرستان فاطمه­الزهرا:

تعریف شما از تفرقه چیست؟ آیا شما پایبند بودن به هر دین و مذهبی غیر از تشیّع را تفرقه­­ی مذهبی می­دانید؟ شما که می­دانید در عقیده و باور یک فرد اهل سنّت، برای عزاداری در سوگ پیامبر-  ص- ، و یار غار ایشان، حضرت صدّیق اتقی – رض- ، و حتّی برای شهادت ناجوانمردانه­ی حضرت عمر فاروق – رض- ، که روی تاریخ را تا قیامت سیاه کرد، جایی نیست، چگونه از من توقّع دارید تنها به این دلیل که شما می­خواهید، در مراسم عزاداری عاشورا شرکت کنم؟ و در مدرسه­ای که بیش از نود و هشت درصد از دانش­آموزان آن، اهل سنّت هستند به شرکت دادن دانش­آموزان در مناسبات اهل تشیّع اعتراضی نکنم؟ مجوز تهاجم به فرهنگ و مذهب انسانها و تحمیل عقاید اهل تشیّع به پیروان دیگر مذاهب را، چه کسی به شما می­دهد؟ مگر اصل دوازدهم قانون اساسی به پیروان هریک از مذاهب اسلامی، حق تعلیم و تربیّت براساس مذهب خودشان را نداده؟ و انجام مراسم­ و مناسبات دینی در شهرستان کامیاران را، به دلیل در اکثریّت بودن مردم اهل سنّت در آنجا، مطابق با مذهب اهل سنّت نمی­داند؟ اگر شما به قانون اساسی پایبند نیستید، ما به قوانین انسانی و بین­المللیِ آزادی بیان، و یا لااقل آزادی عقیده­ی انسانها معتقدیم. شما از طرفی در تابلویی بزرگ در اتاق دفتر، تلاش در جهت رشد روحیه­ی عزّت و کرامت و ارتقای سطح مسائل معنوی دانش­آموزان را در شرح وظایف دبیر می­نویسید، و از طرف دیگر تلاش دبیری را برای بازگرداندن روحیه­ی عزّت به دانش­آموزانش تلاش در جهت تفرقه­­ی مذهبی می­دانید؟ دانش­آموزانی که پیش از آشنایی با مفهوم عزّت، از دست دادن آنرا تجربه می­کنند. آیا در ترغیب دانش­آموزان سنّی و شیعه به اینکه باید در هر شرایطی عقیده­اشان را مبنای عمل خود قرار دهند، و نیز برای عقاید دیگران احترام قائل باشند، بویی از تفرقه به مشام می­رسد؟ و لابد از علاقه و احساس اکثر دانش­آموزان اهل تشیّع مدرسه­ی فاطمه­الزهرا نسبت به دبیر ریاضیشان که همیشه نگران ایجاد کمترین احساس فاصله­ای در دل آنها بوده، نیز خبر دارید؟ اینها را برای دفاع از خودم در جهت جلب رضایت هیأت تخلفات و یا هیأت­های بالاتر نمی­گویم، که در چنین شرایطی دفاع از خود را بالاترین ضعف­ها می­دانم. شما خوب می­دانید در مذهب ما چیزی با عنوان تقیّه وجود ندارد، و من  اینها را تنها در دفاع از خودم برای ردّ اتهام اطاعت نکردن تکلیفی که رهبرم علّامه کاکه­احمد مفتی­زاده – رض-  مرا به­عنوان یکی از پیروان خود به آن مکلّف فرموده، می­گویم. چرا که رهبر من هر نوع جدال مذهبی را بر من حرام نموده، و می­فرماید: «هرجا دیدید کسی با نیّت فاسد دارد بحث می­کند، راجع به اصطلاحات یا شخصیّتهای اسلامی، شما با منطق سالم و پاک اسلامی، با عاطفه­ی پاک اسلامی متوجهش کنید که راهت غلط است، و ما در این راه با تو مقابله نمی­کنیم، و این نوع جدالها جز خیانت، و ایجاد هم سوء نیّت و هم سوء فهم نسبت به اسلام و گذشتگان اسلام، و هم دشمنی و خصومت در بین مسلمانان نتیجه­ای ندارد. با این نوع توجیه­های کلی طرف را حالی کنید و حاضر نشوید وقتتان را با این جدالها هدر دهید.»[۱]. و من شما را دعوت می­کنم به دقّت و تعمق در این جملات، و باز نگری آنچه که بی تعمق و اندیشه می­نویسید. رهبر من با وسعت نظری در خور شأن یک رهبر آزاده، و شاهد و نمونه­ای عینی از تعالیم انسان­ساز اسلام، آیه­ی «فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» را کارنامه­ی آزادی در یک جامعه­ی اسلامی می­داند[۲]، و شما با تنگ نظریِ تمام نمی­توانید جز تأیید و اجرای عقاید خود را از کسی بشنوید و بپذیرید. به شما اطمینان می­دهم در این فریاد هر ذهن روشن­اندیشی با من هم­صدا می­شود و می­گوید: این همه بلندنظری در یک رهبر کجا و انتساب صفت زشت تفرقه­افکن به کسی که به او منسوب است کجا؟ علّامه کاکه احمد مفتی­زاده – رض- تفرقه­افکن را مشمول نفرین خداییِ « لا تکونوا من­ المشرکین، من الذین فرّقوا دینهم …» می­داند[۳] و از تفرقه به­عنوان مرضی نام می­برد که منطقی­ترین راه برای رهایی از آن و برگشتن دوباره به وحدت را اصل شورا می­داند[۴] . و من که تمام تلاشم این است در راهی که رهبرم مرا به آن رهنمون است گامی بردارم، چگونه از متّهم شدن به چنین مرضی از جانب شما مشمئز نشوم؟ کاکه­احمد – رض-  با استناد به قرآن و آیه­ی «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی­الامر منکم» اداره­ی جامعه­ی اسلامی را کار شورا می­داند، نه فرد، مطلبی که اساس تفکّر اهل سنّت و چهار پیشوای مذهبی آن  است. حال شما طبق کدام حکم قرآنی و یا با کدامین اصل انسانی از ما می­خواهید سنّی باشیم و پیرو ولایت فقیه؟ و می­دانم این است تمام گزارشی که درباره­ی من به شما رسیده، و شما عنوان تفرقه­افکنی را بر آن نهاده­اید. اگر من مسلمانی باشم مقیم یکی از کشورهای مسیحیِ معتقد به تثلیثِ پدر، پسر ، روح­القدس، آیا آنها حق دارند مرا به جرم اینکه مسیح را بنده­ی خدا می­دانم و نه پسر خدا، مورد بازخواست قرار دهند؟ و یا از حقوق اجتماعیم محرومم گردانند؟ آیا این نوید رسوایی برای ادعای حقوق بشر در چنان کشوری نیست؟ و آیا می­تواند خود را از قرارگرفتن در معرض قضاوت­های دهکده­ی جهانی امروز برهاند؟

چرا می­خواهید بر پایبندی ما مردم اهل سنّت به مذهبمان، و تبعیّت از مجتهد دینیمان رنگ تفرقه بزنید؟ و بر تلاش برای حفظ عزّت و کرامت انسانی خود و هم­مذهب­هایمان لباس تفرقه­افکنی بپوشانید؟ در ابلاغ اتّهام قبلی، مرا عضو مکتب قرآن خوانده­اید. چطور نیندیشیدید که اتّهام تفرقه­افکنی با اتّهام مکتب قرآنی بودن مغایرت دارد؟ مگر نمی­دانید مکتب قرآنی یعنی پیرو علّامه کاکه احمد مفتی­زاده – رض- ؟ مکتب قرآن و رهبر بزرگوارش برای تمام انسان­های آزاده، و مسلمانان دنیا، و بخصوص برای مسلمانان اهل سنّت و تا حدودی اهل تشیّع ایران شناخته شده است. بدانید که هیچ­ انسان آزاده­ای که کمترین آگاهی از فکر و بینش پیام­آور محبّت ، وحدت و سعادت انسانها در این عصر، (علّامه کاکه احمد مفتی­زاده – رض- )، دارد، نمی­تواند  انتساب اتّهام  تفرّق به پیروان ایشان را  از شما بپذیرد.

و امّا اتّهام توزیع اعلامیه!! : آنچه که من در مدرسه به­صورتی کاملا آگاهانه و به­عنوان تکلیفی انسانی توزیع کرده­­ام، اعلامیّه­ای سیاسی با هدف براندازی نظام و یا به­نفع سازمانها و گروه­های سیاسی مخالف نظام نبوده، چرا که در این زمینه نیز تابع بی­چون و چرای امر رهبرم هستم که می­فرماید: « وظیفه­ی بالفعل شما، تزکیّه­ی خود و دعوت و هدایت دیگران است، بدون فعالیّت­های سیاسی»، بلکه تنها دو خبر از سایت رسمی مکتب قرآن بوده: یکی با عنوان ممنوع­التدریسی ۲۵ نفر از دبیران و معلّمان کرد اهل سنّت، و دیگری لغو مدرک پزشکان اهل سنّت استان کردستان. این دو خبر که در نهایت دقّت نوشته شده، و هیچ مطلبی خلاف واقع در آن عنوان نشده، تنها فریادیست که بطور فطری از حلقوم هر انسان آزاده­ای در زمانی که مورد ستم واقع می­شود برمی­­خیزد، ستم، یعنی اینکه بر حقوق مادی و معنوی انسانها دست تطاول دراز شود و ستمی که بر فکر و ایدئولوژی انسانها می­شود – که ستم ملّی و مذهبی نیز در آن دسته است –  ناجوانمردانه­ترین ستمهاست، که دل هر انسان صاحب شعوری را به­درد می­آورد و او را وادار به همدردی می­کند، و بروز هر عکس العملی خلاف این، غیرفطری است و بوی ذلّت می­دهد. اطّلاع­رسانی مکتب قرآن در آن دو مطلب، چیزی جز بیان دقیق دو واقعیت نیست. چرا ۲۵ نفر را ۲۶ نفر و یا ۱۰۰ نفر اعلام نکرده؟ و با وجود تعداد زیاد هم­مسیرانِ پزشک و پرستارمان که در طول این سال­ها از اشتغال در بیمارستان­ها و مراکز درمانی محروم شده­اند، تنها به ذکر نام سه پزشکی اکتفا کرده،­ که اخیرا از ادامه­ی تحصیل که از ابتدایی­ترین حقوق انسانی و بین­المللی انسان­هاست، محروم شده­اند؟ تنها به جرمِ!! تقدیم آگاهانه­ی حاصل تلاش و زحمت چندساله­ی خود در جلسه­ی دفاع پایان­نامه­، به علّامه کاکه­احمد مفتی­زاده – رض- ، که به برکت آشنایی با او به عزّّت انسانی و حیات واقعی رسیده­اند و از بالاترین عطیه­ی الهی که نعمت هدایت است برخوردار شده­اند. در چنین شرایطی، این وظیفه­ی انسانی هر فردیست که از طریق اطّلاع­رسانی به مردم، گامی بردارد در جهت بستن راههای ستم بر انسانهایی که در جامعه­ی خود به­عنوان شرافتمندترین و بااخلاق­­ترین افراد شناخته می­شوند. و آیا بیشتر از تمام انسانهای آزاده، وظیفه­ی افراد کرد و اهل سنّت، و خاصتا هم­مسیران آنها نیست که این حداقل کار را برای هم­کیشان و همراهان خود انجام بدهند؟ و بدانید که جهان متمدن امروز، متعجّب و متحیّر خواهد شد از توقع غیر معقولانه­ی شما برای مکلّف­کردن انسانها به اینکه کور شوند و چیزی نبینند، و اگر دیدند، لال شوند و چیزی نگویند.

سخن آخر اینکه: اینجانب اسماء چشمه­کبودی دبیر ریاضی دبیرستان­های شهرستان کامیاران از سال ۸۲ تا ۹۱، و دانشجوی دوره­ی ­دکترای ریاضی محض دانشگاه کردستان، سعادت حقیقی خود را در پیروی و هم­مسیری با علّامه کاکه­احمد مفتی­زاده – رض-  یافته­ام و به­عنوان یکی از افراد مکتب قرآن با خدای خود عهدکرده­ام، که از تمام وقت و انرژی و توانم برای رساندن پیام حیاتبخش رهبر بزرگوارم علّامه کاکه احمد مفتی­زاده – رض- به انسان­ها بهره بگیرم، و خود را بدون آشنایی با ایشان و مکتبی که بنیانگذارش می­باشند، انسانی  ندار و موجودی تهی و بی­مغز می­دانم.

می­توانید پاراگراف آخر این دفاعیه را جواب آخر من در دفاع از اتهامات بعدی نیز بدانید و بر اساس آن رأی خود را صادرکنید، و دیگر زحمت نوشتن ابلاغ اتهامی دیگر را به خودتان ندهید و مرا نیز وادار به تکرار مکرّرات نگردانید.                                         اسماء چشمه کبودی


[۱] نوار شماره­ی ۱۹۹ با عنوان سنّت، امامت، خلافت

[۲] برگرفته از جزوه­ی وحدت اسلامی

[۳] برگرفته از نوار شماره­ی ۱۹۹ با عنوان سنّت، امامت، خلافت

[۴] برگرفته از جزوه­ی وحدت اسلامی

احضار ۳ نفر از اعضای مکتب قرآن به اداره ی اطلاعات سنندج

نگارش شده در تاريخ : جمعه, آذر ۱۰, ۱۳۹۱ و ساعت : ۱۵:۵۹
ارسال شده در قسمت : اخبار, اطلاعیه ها

                                احضار ۳ نفر از اعضای مکتب قرآن به اداره ی اطلاعات سنندج

در ادامه ی احضار اعضای مکتب قرآن به اداره ی اطلاعات سنندج – جهت بازجویی -؛ روزهای سه شنبه ، چهارشنبه و پنج شنبه ۸،۷و۹ آذرماه؛ به ترتیب، کاکه حسین علایی، کاکه فؤاد مردوخ روحانی و کاکه ابوبکر امینی به آن اداره احضارشدند.

 

بازجوییها طبق معمول در مورد فعالیّت های مکتب قرآن بود، به ویژه نگرانی و اعتراض بازجوها در مورد اعلام خبر ممنوع التدریسی دبیران ومعلمان، لغو مدرک پزشکان و بازداشت افراد مکتب قرآنی از طریق سایت رسمی شورای مدیریّت مکتب قرآن، بیشتر به چشم می خورد.

 

در پایان، بازجوهای اطلاعاتی لب به تهدید مکتب قرآن گشودند و …!

 

در مقابل، افراد مورد بازجویی نیز، درپاسخ اظهار داشتند که: از نظر ما، انعکاس خبرستم های ملی ومذهبی بر افراد مکتب قرآنی، دفاع از حقوق اولیه ی ماست؛ و چون کار ما صرفاً عقیدتی و بدور از هر گونه فعالیّت سیاسی می باشد، این گونه برخوردها را برخورد با عقیده ومذهب خود( اهل سنّت) دانسته – که بیش از سه دهه مکتب قرآن با آن روبروست – وباوجود تحمّل سختی ها ومشکلات فراوان – با توکّل بر خداوند متعال- همچنان به راه خود در پیروی از کاکه احمد مفتی زاده ، ادامه خواهیم داد.

 

« حَسبنا اللهُ ونِعمَ الوکیلُ »

شورای مدیریّت مکتب قرآن

۹۱/۰۹/۱۰